به نام او که غزل را آفرید تا تنها بهونه ی تنهایی هام باشه
دلم کلی واسه دنیای نت تنگ شده.... نمی خوام کنکور بدم.....خـــــــــــــــــــــــــــــــــــدا..... واسم کنکور یه کابوسه.... دلیل این که این چند وخ نیومدم وب..... یه سری آدم خیلی اعصابمو بهم ریختن ولی کلی برنامه واسه بعد کنکور ریختم.....فیلم همین دیگه...... بسه ...... دوستون دارم....فدای همتون...برا کنکورم دعا کنید دلم واسه خودم تنگ شد امتحانام شروع شده وووووووو دیگه حوصله ندارم.... دیشب تا صبح داشتم دینی میخوندم دوستون دارم بابااااااااای. فهمیدین چی شد؟؟؟؟؟ امروز تولدمه و یه عالمه اس ام اس تبریک برام اومده خیلی خوش حالم....... خیلی زیاد امروز اصلا درس نخوندم....چه معنی میده آدم تو روز تولدش درس بخونه........خیلی حال داد داشتم فک میکردم همین دو روز پیش بود واسه تولدم دوستم بهم کادو داد ولش بابا....هممون آخرش باید بمیریم....... باید از زندگیمون نهایت استفاده رو...واسه خنده و شادی بیریم..... ... .. راستی از عزرائیل و پرتو هم ممنونم که تولدمو بهم تبریک گفتن.................... دووووووووووووووووووستون دارم از بی معرفتا که بگذریم..... راستش من اصلا نت نداشتم که بیام...... خیلی دوس داشتم برای روز اول مهر آپ کنم ولی..... برای این آپم کسی رو خبر نمی کنم چون نه وقتشو دارم.... نه آپ قشنگیه که بخوام دیگران رو خبر کنم...... پس اگه خدایی نکرده....حواستون نبود...اومدین وبم.... ازم گله نکنید..... راستی یه خبر که از اولای مهر تو دلمه و می خواستم بگم.....اینکه اولین امتحانی که در سال سوم توش کمک های غیبی گرفتم.....هندسه بود.... خیلی حال داد....جای همگیتون خالی..... واما آپ بعدی..... آپ بعدیم شب ۲۳ آبان چون فرداش ۲۴ ام تولدمه....... و آپ بعدی مصادف میشه با....حدودا..... ظهور آقا...... ... وااای ....چه قد حرفیدم....دوس داشتم با تک تک شما بی معرفتا و با پرتو جوووووووونم یه عالمه حرف می زدم..... خب دیگه...من برم فیزیک بخونم که واسه فردا بدونم حداقل مبحث در مورد چیه.........(البته این شوخیارو جدی نگیرین..... با اعتماد به نفس کامل و خرکی میگم... من درسم عالیه.) همتونو دوس دارم....حتی اونایی که بی معرفتن....فدای همتون..... بابای.... ... .. . مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ... نمی دانم. پسرک نزد پدرش رفت و گفت : بابا .... چرا مامان همیشه گریه می کند ؟ او چه می خواهد ؟ پدرش تنها دلیلی که به ذهنش رسید این بود : همه ی زن ها گریه می کنند .... بی هیچ دلیلی. پسرک بزرگ شد ولی هنوز از این که زنها خیلی راحت به گریه می افتند متعجب بود. یک بار در خواب دید که خدا صحبت می کند ... از خدا پرسید : خدایا .. چرا زنها این همه گریه می کنند ؟ خدا جواب داد : من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام ... به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند ... به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند ... به دست هایش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند..او به کار ادامه دهد ... به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندش عشق بورزد ..حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند ... به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ... از خطا های او بگذرد و همواره در کنار او باشد ... .و به او اشکی داده ام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد ... .این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هر هنگام نیاز داشته باشد بتواند از آن استفاده کند. زیبایی یک زن در لباسش ... موهایش ... یا اندامش نیست... . زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو کرد زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست!!! تصویر اگر زیبا نبود...نقاش خوبی نیستی... از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن... خالق تو را شاد آفرید.... آزاد آزاد آفرید.....پرواز کن تا آرزو...زنجیر را باور نکن... . با توجه:این دکلمه رو خودم گفتم... مثه همیشه... دوسمتون دارم.... فدای همتون... . (دوستای گلم...نظر دادن برای این پست بستست... شما می تونید نظرای دوستان رو بخونید.) قلبی که خاطره ها و خوشی ها و نگاه ها برای ابد درآن مدفون است و با هر ضربان خود آنها را نیز به حرکت در می آورد. منتظر هستم و در هر بهار و هر تابستان در هر گوشه و کنار انتظار می کشم. تا آن کسانیکه عاقبت دل خود را از تو پس خواهند گرفت کم کم از تو دور شوند و گرد و غبار از خاطراتت کنار رود. و به یاد من و گذشته من بیفتی و به یاد عهدها و پیمانها و شبها. به یاد شبهای مهتابی در میان قایق ها که صدای ضربان قلب های ما با صدای پاروهای قایقران پیر در هم می آمیخت و ما را به آینده روشن امیدوار می ساخت. انتظار می کشم و به آنها لبخند پیروزمندانه ای که از این جدایی ما بر لب می آوردند می گویم : من هنوز منتظرم زیرا روح و جسم او متعلق به من است. من هنوز منتظرم زیرا چشمان او به جز دیدگان من کسی دیگر را نمی بیند. منتظرم چون که حتی مرگ هم نمی تواند ما را از هم جدا کند. زیرا هنوز قلبهای ما با خاطرات گذشته همچنان با یک آهنگ موزون می تپد. وقتی که از تو نشون نیست پله ها فرو می ریزن گریزی به آسمون نیست چشای ستاره خاموش آسمون دوباره خوابه ترانه رنگی نداره که به واژه ها بتابه توی آلبوم شب من,دیگه عاشقونه ای نیست برای گریه نکردن,دیگه هیچ بهونه ای نیست ای ستاره ی شب من شب من بی تو سیاهه مثه خاموشی آینه مثه ظلمت یه چاهه منه تنها,منه بی تو بعد از این همیشه هق هق بی تو من مرثیه خونم با دلی عاشق عاشق توی آلبوم شب من,دیگه عاشقونه ای نیست برای گریه نکردن,دیگه هیچ بهونه ای نیست. و اگر هستی ,کسی هم به تو عشق بورزد واگر این گونه نیست,تنهایی ات کوتاه باشد و پس از تنهایی ات,نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که این گونه پیش نیاید,اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی. از جمله دوستان بد و ناپایدار برخی نا دوست و برخی دوستدار که دست کم یکی در میان شان بی تردید مورد اعتمادت باشد و چون زندگی به این گونه است نه کم و نه زیاد,درست به اندازه تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خودت غره نشوی. نه خیلی غیر ضروری تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد. نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند چون این کار ساده ایست بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی. خیلی به تعجیل رسیده نشوی و اگر رسیده ای,به جوان نمایی اصرار نورزی و اگر پیری,تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند. به پرنده ای دانه بدهی,و به آواز یک سهره گوش کنی وقتی که آوای سحر گاهی اش را سر می دهد. چرا که به این طریق احسااس زیبایی خواهی یافت,به رایگان. هر چند خرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای آنکه سالی یک بار پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی:این مال من است فقط برای این که روشن کنی کدام تان ارباب دیگری ست. و اگر زنی,شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید,یا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید. دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم... .!!!
سلااااااام
..... خوبید دوسای نازنینم؟؟؟؟؟؟
![]()
![]()
........ حالا همه چی رو به راهه
.....رفتار احمقانه اونا باعث شد بیشتر به فکر کنکور باشم..... یه دوست پیدا کردم که خیلی کمکم می کنه
....خیلی بهم انگیزه میده..... خیلی از اعتقاداتمون مثه همه..... اسمش هانیه هستش ......![]()
... کلاسای مختلف
...مسافرت....
پول تو جیبی بیشتر![]()
![]()
....بابای.![]()
![]()
![]()
سلااااااااااااااااااااااام......
...گفتم یه آپ بکنم بد نیس
.....
... امروز امتحان دینی داشتم.... بد نبود
... امتحان بعدی هندسه هستوووووووووو
.......و بعدشم امتحانای دیگه
..... امتحانا که تموم شه...تازه درس خوندن شروع میشه و باید بخونم واسه کنکور
...اینقد بخونم تا چشام این شکلی بشه...>![]()
..... از خستگی دارم میمیرم
....(حالم از درس دینی بهم میخوره.
)
....خیلی زیاد
..... به چشاتونم خیلی میاد
..... .... ... .. .![]()
![]()
![]()
![]()
سلاااااااااااااااااام..... خوبین عزیزای من؟؟؟؟
دیشب طبق قولی که داده بودم اومدم بلاگفا دیدم نوشته ..... یادم نیس چی نوشته بود.....خلاصه حرفش این بود که نمیتونی وارد سایت بشیو این حرفا....دیگه مجبور شدم امروز بیامو بآپم..............![]()
..... تازه امروز عید هم هست ووووو
.....
...... به تمام دنیا گفتم که تولدمه...... .... ... آدم باید خودشو تحویل بگیره....مگه نه؟؟؟؟؟![]()
...... تازه واسه این که امروز عید بود....امشب داریم میریم خونه یه بنده خدایی .... پس با این حساب تا آخر شب کتابامو باز هم نمیکنم......... ....![]()
.......... وای
...... .... .. عجب زمات زود میگذره........ .... ... .![]()
![]()
![]()
.........یه عالمه
........ فدای همتون
....... بابای.![]()
![]()
سلاااااااااااام.... به دوستای نازنینم...... که غیر از پرتو هیچ کدوم نپرسیدن نفیسه مرده؟؟؟؟؟ زندس؟؟؟؟ چرا آپ نمی کنه؟؟؟؟ (دوستای واقعی مشخص شدن)
.. .
... و واسه ی آپ ۲۳ ام همه رو خبر می کنم...... به صرف شادی و خنده و یه عالمه خوش حالی .... واسه این که تولد منه و ....
.... نه ....شوخی کردم.....نمیدونم....شاید مثه تابستون ماه به ماه آپ کنم.....![]()
![]()
![]()
پسرک از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می کنی ؟![]()
![]()


مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در دل داشت برای دکتر گفت...دکتر گفت به فلان سیرک برو آنجا دلقکی هست اینقدر می خندانت تا غمت از یادت برود مرد لبخند تلخی زد و گفت :من همان دلقکم... .
فکر نکنی وقتی ازت دورم یعنی فراموشت کردم نه فقط دارم بهت فرصت می دم تا دلت برام تنگ بشه... .
آرزو دارم خورشید رهایت نکند...غم صدایت نکند...ظلمت شام سیاهت نکند... و تو را از دل آنکس که تبش در تن توست حضرت دوست جدایت نکند... .
بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش...زیبا و زشتش پای توست...تقدیر را باور نکن...
دنبال واژه مباش....کلمات فریبمان می دهند...وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش میرود...فاتحه ی بقیه حروف را باید خواند... .
خیاط خوبی ست خدا.... اما دل مرا به عمد یا سهو... نمی دانم...شاید بی هوا...تنگ به سینه ام کوک زد... .
یاد کن گاهی مرا.... من همان که اگر ساعتی بی خبر بودی ازم .... آسمان را به زمین می دوختی... .
آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره.... .
میدونی مترسک به کلاغ چی گفت؟؟؟هر چقدر دوست داری نوکم بزن ولی تنهام نزار... .
خدا گوید:تو ای زیبا تر از خورشید... زیبایم....تو ای والا تر از مهمان... دنیایم...شروع کن... یک قدم با تو... تمام گام های مانده اش با من... .
دلتنگی....حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را می کند... .
تو را نه عاشقانه و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه...که تو را عادلانه در آغوش می کشم....عدل مگر نه آن است که هر چیز جای خود باشد...؟؟
اعتبار آدم ها به حضورشان نیست...به دلهوره ایست که در نبودشان ایجاد می شود... .![]()
اینجا ... بین من و فریاد و سکوت ... حرفی ست برای گفتن ... گفتنی هایی که گوشی نمی یابند ... حرفی ست از جنس سکوت ... سکوتی که در گلویم دست و پا می زند ... اما چه سود ... کسی اینجا نیست که از این قفس رهایش کند ... تا چون فریادی در آسمان محو شود ... یا صوتی که در دل کوه غوغا کند ... اینجا نمان ... اینجا جای کبوتر ها نیست ... برو و بگذار بمیرد ... اینجا همه عادت دارند ... من و فریاد و سکوت ... آری ... همه عادت دارند ... به مرگ آرزو .... .![]()
![]()
منتظر هستم زیرا می دانم تو به سوی من بازخواهی گشت.با همه قدرت خود این انتظار تلخ را تحمل خواهم کرد.زیرا می دانم اگر جسم تو مراجعت نکند قلب و روحت به سوی من به سوی عشق ابدی و جاودانش خواهد شتافت.![]()
روزگار سیاه و سرده![]()
![]()
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
و نیز آرزومندم که مفید فایده باشی
همچنین,برایت آرزومندم صبور باشی
و امیدوارم اگر جوان هستی
امیدوارم سگی را نوازش کنی
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بیفشانی
به علاوه,آرزومندم پول داشته باشی
و در پایان,اگر مرد باشی ,آرزومندم زن خوبی داشته باشی
اگر همه اینها که گفتم فراهم شد![]()
| Design By : Night Skin |




